|
|
|
|
|
Tuesday, December 06, 2005
خدایم کو؟
این دومین باره که میخوام بنویسم: قبل از اون دوست دارم از تمام دوستام که دارن این حال خراب منو حتی تو شادترین لحظه هاشون تحمل میکنن عذرخواهی کنم..... زندگیم تهی بود و دستانم دراز تا گرمای مهر را در دستان از سرما یخ زده ام احساس کنم اما.............. سوختم در آتش یک حماقت نگاهم خاموش بود و دیدگانم به انتظار آمدن آخرین کوکب تا سکوت سرشار از نا گفته هایم بشکفد اما............... پرپر شدم در مرگ یک فریاد آواره ی یک رویا شدم رویای یک پرواز رویای یک سراب آواره ی جاده ای بی فرجام به جستجوی خدا می روم "خدا" تو در حوالی خوابهایت خدای مرا ندیدی؟؟؟
Comments:
Post a Comment
|
لینک |